محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

555

اكسير اعظم ( فارسى )

مسهل سوم اگر اندكى قبض بود گل بنفشه بيخ كاسنى عنب الثعلب زرشك هر يك شش ماشه به عرقيات جوشانيده شربت بزورى گلقند هر يك دو توله بدهند . انتباه : [ علاج فواق كائن ] شيخ الرئيس مىنويسد كه در فواق كائن عقب قى اگر مريض بقيه‌ى خط لاذع دريابد و با آن قدرى غثيان باشد عطسه متواتر آورند بعد از آن كه مزاق آن خلط مثل رب آلود تمر هندى داده باشند . و اگر آن محسوس نشود بلكه تمدد احساس كند فم معده را به مراهم معتدله ضماد كنند و حريره‌ى نرم كه در آن تغريه به مثل لعاب گندم و تسكين به مثل روغن بادام و خوشبو به مثل گشنيز و تقويت به مثل آب چوزه‌ى مرغ باشد بنوشانند اعلام فواق به اطفال شيرخواره اكثر به سبب ريج حادت مىشود و زنان را چنان گمان هست كه براى توسيع معده و روده عارض مىگردد اگر بسيار باشد جوز هندى با شكر سفيد بدهند و جندبيدستر در آب عارض سائيده اندكى دادن سودمند بود و پودينه و الائچى و مويز منقى و باديان در گلاب سائيده گلقند داخل كرده بدهند و به ضرورت شافه نهند و آب پودينه يا شكر مجرب است و تعليق بندق نافع و به لعب و بازى مشغول سازند . و گويند كه اگر رشته از لباس مرضعه بگيرند و به آب دهان تر كرده بر پيشانى طفل بچسبانند فواق هائج را فى الفور ساكن كند و آنچه از تناول چيزهاى تند و تيز افتد به آب و لعابات فرو ايستد و فواق يسبى اطفال را كمتر افتد و در صورت حدوث علامت هلاكت باشد و العبد با روغن بادام دهند . انقلاب معده هرچند اين مرض فى الحقيقه از امراض امعاست ليكن عادت اطبا بر شمردن آن در بحث امراض معده جارى شده و جميع اطبا بعد جالينوس انقلاب معده را ذكر نموده‌اند پس گمان كرده‌اند كه آن قى و تهوع است و معنى قول جالينوس در انقلاب معده و حكايات او از اوائل نفهميده‌اند . بالجمله عبارت است از آنكه هر طعامى كه خورده شود بعد از هضم معدى به قى مندفع گردد و به جهت تشيبه انقلاب اسفل شىء به اعلاى آن و يا انقلاب و انعكاس فعل مده از مقتضاى طبيعت خود مسمى به اين اسم گشته و سببش يا وقوع به حج و خراش به سببى از اسباب سحج است در معاى اثنا عشرى كه متصل به معده است يا در روده ضمائم كه به اثنا عشرى اتصال دارد . و اسباب مسحجه همان است كه در سحج گفته قيد پس هرگاه غذاى منهضم در معده به امعا رسد به كيفيت اندازه‌ى خود چون حرافت و حموضت و ملوحت و مروت است كه در آن به هم رسيده لذع كند و امعا به وقت آن غذا را به سبب اذيت لذع به سوى معده بازگرداند و معده نيز آن رابه كراهت از خويش به قى رد كند و يا ضعف كه در امعا حادث گردد و نتواند كه به طريق معتاد دفع كند و فرق در ميان اين مرض و ايلاوس كه قسمى است از قولنج آن است كه در ايلاوس آنچه به قى بيرون آيد متعفن و بد بو مثل براز باشد به خلاف قى انقلاب معده كه كيلو سى غير منتن باشد . و تشخيص هر دو سبب اين مرض چنان كنند كه نظر نمايند اگر قشور باريك در قى برآيد و از خوردن چيزهاى ترش و تيز سوزش و درد قريب ناف شدت كند بايد دانست كه به سبب خراش معاست و الا به سبب ضعف امعا باشد علاج در صورت سحج روده سفوف الطبين به روغن ماده‌ى گاو چرب نموده همراه لعاب بهدانه و ريشه خطمى در عرقيات برآورده شربت بنفشه داخل كرده چهار تخم پاشيده بخورند و سائر علاج آن مانند علاج سحج كنند . و به قول طبرى ادويه‌ى مغريه دهند و تركيب آن به حسب عاجت و مزاج مريض نمايند مثلًا حسوى متخذ از خندروس و پيه بز بى نمك دهند . و اگر در مزاج حرارت باشد بزرقطونا و تخم بارتنگ هر دو بريان به روغن گل خالص بدهند و از ماء الشعير كه در آن صمغ و كتيرا باشد تجاوز نكنند و يا حسوى متخذ از شحم به زور اسپغول و بارتنگ بخورند و چيزى از حموضات و ملوحات و حريفات نخورند . و بعض متأخرين مينويسند كه اگر صفراوى باشد افشره‌ى انار و رب غوره و سماق و زرشك خيسانيده بدهند و لعاب بهدانه و اسپغول با شربت زرشك و دم‌الاخوين و رب حب الآس و بارتنگ به طباشير دم‌الاخوين نيز مناسب است و سفوف مقلياثا نفع . و اگر بلغمى بود تنقيه‌ى آن نموده به زور حاره چون تخم ريحان و كنوچه به روغن بادام شيرين چرب نموده بدهند و ماء اللحم و زردى بيضه‌ى نيمبرشت در اين مرض غذاى مناسب است و آبى كه در آن خريطه‌ى گلنار طباشير خرنوب زرشك و غير آن انداخته باشند يا آب انارين بدهند و صمغ عربى كتيرا در عرق بارتنگ حل كرده مجرب است و عصاره‌ى برگ گل سرخ يك توله صمغ عربى دو ماشه دم‌الاخوين يك نيم ماشه تخم بارتنگ سه ماشه سائيده با شربت حب الآس نيز مفيد است و چهار تخم به دستور و گويند كه در اين مرض بمقييات مناسبه قى نمايند و به فاصله‌ى دو سه گهرى گل ارمنى گل مختوم گل نيشاپورى صمغ عربى كتيرا هر يك يك ماشه در شربت خشخاش دو توله آميخته بليسانند و بالايش گلاب هفت توله نوشانند و يا طباشير